صفحات كلي سايت :
صفحه اصلي
 
مقالات
درباره ما
احادیث مربوط به ظهور امام زمان (عج)
گالری عکس
ارتباط با ما

 

به روزرساني

 

در تاريخ 15/05/1386 به روز شد

   

صفحه اصلي :

میلاد مسعود مولا امیرالمومنین علیه السلام بر امام زمان (عج) و رهبر معظم انقلاب و تمامی شیعیان و محبانشان تهنیت باد.

 

 

   
     
 

آخرين جمله را هم به

 امام و مقتداي خودمان ولي عصر(عج) عرض كنيم:

 اي سيد و مولاي ما !

 پيش خداي متعال گواهي بده كه در راه خدا تا آخرين نفس ايستاده ايم

بزرگترين آرزو و افتخار بنده اين است كه در اين راه پرافتخار ، پرفيض ، پربهجت، جان خود را

 تقديم كنم.

 
     

 

 

 

 

 

 

 

 

تمسک به قرآن و حدیث یا تبعیت از امام حی

************************************************************

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

و توکلت علی الله

 

این مقاله جهت عرضه به امام (ع) است ان شاءالله مورد تایید باشد

 سید ما رسول الله  (ص)  در طول  23 سال رسالت مبارکشان ، به تدريج قرآن را آوردند و به مردم تعليم دادند و جامعه آن زمان جامعه ای نبود که تربیت قرآنی شوند ، در نتیجه یک عده ای از صحابه آدم های ناجوری در آمدند ، بسیاری هم آدمهای مخلصی بودند

اینها هر جا می رفتند آیات قرآن  تلاوت می کردند و قال رسول الله می گفتند . اینها صحابه (کسانی که پیامبر را دیده بودند) بودند نه تابعین (نسل دومی ها)

 وقتی سید ما رسول الله (ص) به رحمت خدا رفتند این همه آیات و قال رسول الله گفتن آنها ،  آنها را نجات نداد  و در ماجرای سقیفه کم آوردند  و بعد در زمان حکومت امیر المومنین (ع)  یک سری از این افراد با اینکه بسیار هم می دانستند ولی در برابر مولا امیر المومنین (ع) ایستادند مثل طلحه و زبیر .

 

طلحه و زبیر و افراد مشابه تمسک به قرآن و حدیث داشتند ولی آنها را نجات نداد و نتوانست مانع دنیا طلبی آنها شود . در حالی که آنها با پیامبر سالها رفت و آمد  داشتند.

آنها به سمت امام (ع) نرفتند زیرا می گفتند ما خودمان از  رسول الله شنیدیم  دیگر به امام چکار داریم قرآن هم که داریم خیلی ها این جور بودند

یکی از این افراد مطرح ابن عباس است که جزو صحابه بوده و عمر طولانی داشته است و چندین معصوم (ع) را دیده است .

ابن عباس در زمان خودش از شاگردان اول و از فقهاي بزرگ دين بود ولی در ماجرای کربلا کم آورد.

ابن عباس علاوه بر رسول الله (ص)  در خدمت امیر المومنین بوده و حاضر است که در بسياري جاها امام را همراهي کند ولی وقتی در کربلا امام حسین (ع)  از او می خواهند که با آنها بیاید حرف امام را گوش نمی دهد و امام (ع) را نصیحت می کند .

در نتیجه از کربلا جا ماند .

ابن عباس تفسير قرآن را از اميرالمؤمنين (ع) آموخت ، در زماني که خيلي از افراد سراغ اميرالمؤمنين (ع) نمي آيند ، چنين افرادي مي روند و از معارفي که نزد امام هست بهره مي گيرند .

ابن عباس ، مفسر درجه يک دوران است ، قال رسول الله گوي درجه يک دوران است . زمانيکه خدمت امام عليه السلام مي رسد ، ابراز محبت مي کند . دقت کنيد ، مي خواهيم ببينيم رفتار کسي که دنبال قرآن و سنت بوده ، سعي کرده که شاگرد اول باشد و درجه يک و مقيد هم باشد ، در مقابل امام حي چگونه است . امام را دوست دارد ، حاضر است که در بسياري جاها امام را همراهي کند ، ولي همراه امام بسوي کربلا راه نمي افتد و امام را نصيحت مي کند ، لذا رستگار نشد ! ابن عباس مي خواهد در جامعه لب به سخن باز کند ، نهايت چيزي که به جامعه مي خواهد انتقال بدهد چيست ؟ قرآن انتقال مي دهد ، تفسير قرآن انتقال مي دهد ، قال رسول الله ، قال رسول الله گفتن انتقال مي دهد ، ولي همراهي با امام را انتقال نمي دهد چون اين مقوله در وجودش نيست.

ابن عباس ، يک محب اهل بيت عليهم السلام است و  يک شيعه نيست .

شيعه هيچ وقت مخالف امر امامش رفتار نمي کند ، شيعه به دنبال اين است که خواست امامش را بفهمد و او را همراهي کند .

 امام مي خواستند که ابن عباس هم دنبالشان راه بيفتد ، چرا قبول نکرد ؟ ما ابن عباس را به عنوان شيعه نمي شناسيم ، هر چند که مفسر درجه يک قرآن بود و هر چند که قال رسول الله گوي درجه يک بود ، هر چند که قال اميرالمؤمنين گوي درجه يک بود . امام او را به عنوان فاضل قبول داشت ، به عنوان فردي بسيار فراتر از ديگران قبول داشت ، ولي او امام را نمي شناخت ولو اينکه بارها گفته باشد شما امام هستي .

 آن امامي که ابن عباس مي گويد ، به معناي پيشوا است که يک معني پايين است ، نه به آن معنايي که شيعيان قائل هستند . مشابه ابن عباس زياد هستند ، کساني که به اهل بيت عليهم السلام ابراز ارادت مي کردند ، ولي در عمل دنبال مقاصد خودشان بودند . ابن عباس ! چرا همراهي نمي کني؟ خب ايشان مسيرش بسوي شهادت است . باشد . نه ، من هم تفسير قرآن بلد هستم و قال رسول الله بلدم ، من مي روم به تبليغ دين و رشد مردم مي پردازم . هدفش تبليغ دين بود . هدفش ترويج دين بود . در چنين زمانه اي که خوبان جامعه فکر مي کنند که با تقيد به قرآن و سنت رسول الله رستگار مي شوند ، در چنين زمانه اي که قرآن و قال رسول الله گفتن بين مردم رشد مي کند و در عين حال شياطين هم بيشتر اثر مي کنند.

فرمانده جنگ با خوارج مي دانيد چه کسي است [فرمانده سپاه اسلام درجنگ نهروان] ؟ مي دانستيد ابن عباس بوده.

 

ديگر چه کساني فرمانده لشکر شدند ؟ عمار ياسر و مالک اشتر ، نفر سوم ابن عباس . ببينيد کم کسي نبود .

 

تمام کساني که امام (ع) را نصيحت کردند ، از همراهي امام باز ماندند .

 

شايد بگوييد نصيحت امام مسلمين ، جايز است . جايز است ؟ بله ، اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايند که ؛ " من را نصيحت کنيد "  جداً مي گوييد ؟ نصيحت امام مسلمين جايز است ؟ شما کلام را از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل مي کنيد ، ولي برداشتتان مثل برداشت خوارج است . " لا حکم الا لله " را فهميدند . ولي نمي دانستند کجا بايد استفاده کنند . شما شنيده ايد که نصيحت امام مسلمين جايز است ، ولي کجا ؟

اميرالمؤمنين عليه السلام اين را به چه کساني مي فرمايد ؟ به آن کساني که امامت براي ايشان قائل نيستند ، به آن کساني که مي گويند : اگر تو يک رأي داري ، ما هم يک رأي داريم . به آن کساني که اگر اميرالمؤمنين عليه السلام بخواهد بر اساس وحي الهي کار انجام بدهد ، حاضرند به روي اميرالمؤمنين عليه السلام شمشير بکشند . پيش آن کساني که عارف به حقِّ اميرالمؤمنين عليه السلام نيستند ، حالا که عارف نيستند بايد در حد خودشان صحبت کنند لذا مي فرمايند :

" شما مرا نصيحت کنيد ، من هم نياز به نصيحت دارم "

 نه در جمع شيعيان . توجه کنيد که امام عليه السلام ، اين حرف را در جمع شيعيان نزدند . مگر امام عليه السلام از خودش حرف مي زند ؟ مگر غافل شده ، که حالا نياز به نصيحت داشته باشد ؟ وقتي در جمع شيعيان هم بگويي که امام را هم بايد نصيحت کرد ، يعني نفهميده اي امامت يعني چه . امامت ، تجلي خدايي خداوند است . نصيحت کنم يعني چه ؟ يعني خدايي خدا را مي خواهي نصيحت کني !؟ يعني خليفه خدا را مي خواهي نصيحت کني !؟

همین آقا وقتی از او پرسیدند که چرا همراهی امام (ع) را نکردی گفت در حدیثی از رسول الله (ص) اسم یاران امام حسین (ع) آمده بود و من جزو آنها نبودم

حدیث را برتر از امام (ع) می داند  .

اشکال ما اينجاست که فکر مي کنيم با قال رسول الله گفتن ، قال الصادق و قال الباقر عليهم السلام گفتن مي توانيم جامعه را نجات دهيم ، در حالي که در صدر اسلام ديديم که اين مقوله باعث نجات نشد . در رأس کساني که رو در روي اميرالمؤمنين عليه السلام ايستادند ، چه کساني بودند ؟ صحابه . کدام صحابه ؟ [آيا] صحابه اي که گاهي اوقات ، رسول الله را ديده بودند ؟ نه ، آنهائي که با رسول الله صلوات الله عليه بسيار همدم بودند ، بسيار يار و همراه بودند ، آنها رو در روي اميرالمؤمنين مي ايستادند .

در همين انقلاب هم ديديم ، در مقابل امام (ره) چه کساني ايستادند ؟ همان کساني که از همه بيشتر قال الصادق و قال الباقر مي گفتند .

 در مقابل آقا چه کساني ايستادند ؟ همان کساني که بيشتر قال الصادق و قال الباقر مي گفتند .

 ما باید به قرآن و عترت بپردازیم نه قرآن و سنت

چرا دوباره مي گوئيم که راه نجات جامعه ، توسط قرآن و سنت است ؟ چند بار بايد اين موضوع را تجربه کنيم ؟ خب در چنين زماني که در کنار تفسير قرآن و قال رسول الله گفتنها فساد هم بيشتر مي شود ، شياطين به راحتي مي آيند و نفس انسانها را تحريک مي کنند و آنها را منحرف مي کنند .

خیلی ها این جور بودند حالا این یک نمونه است .

یاران امام حسین (ع) در کربلا دنبال قال رسول الله (ص) و یا قال امیرالمومنین (ع) گفتن نبودند دنبال امام حی بودند دنبال امام زنده زمان خودشان بودند 

ما الان دنبال چی هستیم؟

البته در مورد قرآن مطلبی است که قرآن کتاب هدایت است و بر اساس آیات اولیه سوره بقره  یک سری هدایت های سطحی را برای متقین باز میکند  ولی هدایت های خاصه را باز نمی کند و می گوید برو از امام اجازه بگیر  (از آیه یهدی للتی هی اقوم ) اقوم  امام (ع) است .

هدایت های بالاتر قرآن حتی با اذن امام (ع) هم باز نمی شود و باید شبیه تر به امام شد هرچه شبیه تر به امام (ع) شویم قرآن مطالبی که برای امام (ع) باز می کند برای ما باز می کند.

پس هرکسی بدون امام بخواهد از قرآن استفاده کند در مسایل اساسی گیر می افتد و حتی گمراه می شود.(مثل خوارج)

امروز باید دنبال امام حی باشیم  و از ایشان نفع ببریم .

مثل برادران یوسف (ع) که به دستور پدرشان حضرت یعقوب(ع) دنبال یوسف (ع) راه افتادند تا حس کنند یوسف (ع)

ما در انقلاب باید دنبال تحسس امام (ع) باشیم.

 

خدایا فضا فضای ماه رجب و میلاد سید و مولا امیرالمومنین (ع) است ، خدایا ما را تزکیه کن برای مهدی فاطمه (س)

مهدی جان !  ماها در جامعه خوابیم با زبان خوش اگر می آییم که خوب وگرنه بر ما فشار بیاور.

شما می توانی ما را تغییر دهی ،  به صلاح خودتان ماها را حرکت بدهید .

آب هرچه زلال باشد ، اگر راکد باشد می گندد.

ماها حرکت نداریم  .

از اولین کسانی که در حوالی ظهور بدنیا رجعت می کند و اثر گذاری می کند حضرت علی (ع) ( دابه ) است .

خدایا ! توفیق معرفت و  تبعیت از ایشان را به ما عطا کن !

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

جمعه 5 مرداد 1386

info@atrezohoor.com

 

 
استفاده مطالب از اين سايت با ذكر منبع، بلامانع مي باشد.

info@atrezohoor.com