|
بسم الله الرحمن الرحيم
و
توكلت وعلي الله
در مقالة قبلي عنوان شد كه امام (ع)چيست؟و دلايل اين پرسش هم بيان
شد .اما مطمئناٌ سوالاتي در ذهن ايجاد مي شود كه اگر مثلا ٌما قائل
به اين موضوع باشيم كه اهل بيت (ع)باب خيرات هستند و از طريق آنها
خيرات جاري مي شود پس خدا اين وسط چه كاره است ؟و يا بر عكس اگر
خداوند همه كاره است پس اهل بيت (ع) در اين ميان چه نقشي دارند ؟
براي ورود به اين بحث لازم است اين نكته را ما مد نظر داشته باشيم
؛كه در نظام عالم خداوندي هر چيزي و يا به عبارت صحيح تر هر مقوله
اي درجاتي دارد .يعني ما ابتدا بايد بدانيم در مورد يك مقوله در
كدام درجه وسطح داريم صحبت مي كنيم و سپس بدانيم آن درجه يا سطح از
آن مقوله در كدام يك از عوالم عالم قرار گرفته است .
مثلاٌ وقتي عنوان مي شود تقوا در مورد نگاه نكردن به نا محرم اين
درجه اول تقواودر حد عالم مادي است.
با اين توضيح متوجه شديم كه هر مقوله اي درجاتي دارد .يعني اگر
بخواهيم امامت را مورد بررسي قرار دهيم بايد درجات آن را مورد
بررسي قرار دهيم.
خوب با توكل به خدا شروع مي كنيم به بررسي امامت و درجات مختلف آن:
در اولين سطح از امامت امام كسي است كه مردم را به سوي خدا دعوت مي
كندو از رضايتهاي خدا آگاه است و مردم را آگاه مي كند يعني اينكه
مي گويد راه اين است مسير اين گونه است
يعني اينجا امام دعوت كننده است(1)
.
در سطح بعدي يعني يك سطح بالاتر، امام مي فرمايد:منم حبل الله
،.بايد به من چنگ بزني. نمي فرمايد راه اين است و برومي فرمايد از
طريق من بايد بياييد. يعني در اين سطح امام را نبايد نشان دهندة
راه ببينيم،
بلكه بايد امام را حبل الله ببينيم. يعني خودمان را در حال سقوط به
مهلكة دنيا ببينيم و آن وقت به اين حبل الله محكم بايد بچسبيم(2)
.
در مرحلة بالاتر و در درجة بعدي امام كسي است كه اگر مردم به او
بها دهند رستگار مي شوند و اگر بها ندهند خداوند از آنها انتقام مي
گيرد .
يعني آن بابي كه خداوند به وسيلة آن مردم را امتحان
مي كند(3) .
خب درجه يا سطح بالاتر از سطح قبلي امامت اين طور است كه در اين
سطح از امامت ،امام به قدري شفاف است به قدري شيشه اي است كه الله
نور ا لسماوات و الارض از طريق او به مردم تابانده مي شود.
يعني امام به قدري رقيق و شفاف است كه ديگران مي توانند از او بهره
ببرند(4).
حالا باز هم يك سطح بالاتر ميرويم،دريك درجه بالاتر از سطح قبلي
امام مي فرمايد :اگر مي خواهي به سوي خدا بروي بايد از درون من
بياييد
منم سبيل، منم صرط ؛در اين حد امام به قدري شفاف شده كه مانند اين
است كه در ميان يك كوه عظيم تبديل به روزنه يا يك تونل شده(5).
خب حالاچند سطح بالاتر :امام باز هم رقيق تر مي شود مثل اين مي
ماند كه يك ديوار را رقيق و رقيق تر كنيم آنقدر رقيق كه يك
لايةنازك باقي مي ماند باز هم رقيق تر ،ديگر هيچ چيز باقي نمي ماند
.بله اين مد نظر است
اينجا امام مي شود آن بابي كه نور از آن عبور مي كند(6)
يعني آنقدر بالا برده شده كه شخصيتش را هم انداخته است چون بايد
بالن وجودش يك مرحله بالاتر برود ديگر اينجا امام كيست؟معنا ندارد
چون شخص بودنش را انداخته است يعني بايد گفت:امام چيست؟
يعني به كجا مي رسد؟ به وجه الله ؛ يد الله ؛ ثار الله،...اينها
اشياء متعلق به خدا هستند . شخص
ازشخص بودنش خارج شده و تبديل به يك شيء در دست خدا شده است.
حالا اينجا باب يعني چه ؟يعني فضاي خالي در بين ديوارهاي قطور كه
محبتهاي خداوندي از آن جاري مي شود .
جمع بندي كلام چه شد؟اينطور شد كه امام ديگر شخص نيست. يعني علاوه
بر اينكه جنبه هاي پايينتري دارد به لحاظ وجود جنبه هاي بالاتر در
سطوح بالاتر ديگر شخص نيست .
خب پس چه كسي دارد امامت مي كند؟ خدا.
يعني چه ؟
يعني امام باب اتاهاي خداوندي است.
يعني امام باب خداوندي خدا است امام شخص ديگر نيست بلكه چهار چوب
است در آن فضاي بالاتر(7) .
يعني امام باب نظام داري خدا هم است
.
حالا اگر مي گوييم :خدا دارد در نظام عالم خداوندي مي كند يعني
اينكه از طريق اين فضاهاي بسيار رقيق شده اين موضوع را انجام مي
دهد.
پس نتيجة كلام اين شد:
كه امامت فقط از آن خدا است و بس .خدا است كه امامت مي كند و هيچ
شخصي و احدي جز خدا نيست.
خدا از طريق اين بابي كه قرار داده دارد امامت مي كند هر چه پايين
تر مي آيدخدادر اين فضاي خالي شيء قرار مي دهد .يواش يواش اين شيء
را تبديل به شخص مي كند و در سطح پايين تر است كه امامت در شخص
جلوه مي كند
Yaser @atrezohoor.com
1- ونصحتم في السر والعلانيه. ودعوتم الي سبيله باالحكمه والموعظه
الحسنه. والي سبيله ترشدون.(زيارت جامعه كبيره)
2-و كان بعده هدي من الضلال ونورا من العمي وحبل الله وصراطه
المستقيم.(دعاي ندبه)
عن جابر عن ابي جعفر (ع):ال محمد(ص)هم حبل الله امرنا با لاعتصام
به فقال : واعتصموا بحبل الله و لا تفرقوا(تفسير برهان ج1ص470)
3-والباب المبتلي به الناس من اتيكم نجي ومن لم ياتكم هلك(زيرت
جامعه كبيره).
4-يابن البدور المنيره يابن السرج المضيه يابن الشهب الثاقبه يابن
الانجم الزاهره(دعاي ندبه)
5-اين السبيل بعد السبيل؟ . اين الخيره بعد الخيره ؟.اين الشموس
الطالعه؟ يابن الصراط المستقيم.(دعاي ندبه)
6-اين باب الله الذي منه يوتي(دعاي ندبه)
7-و قولوا حطه وادخلوا الباب سجدا(بقره58.اعراف161.)
|