|
بسم
الله الرحمن الرحيم
و اعتصمت بحبل الله
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً
إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »
بگو: به ازاى آن[رسالت] پاداشى از شما
نميخواهم، مگر مودت درباره خويشاوندان را(9ـ
سورة شوري، آية23ـ ص486
بين محبت و مودت چه تفاوتي است؟
در قرآن دو كلمه مترادف بكار نمي
رود.
در محبت آن طور كه بخواهيم رفتار
مي كنيم و ممكن است محبوبمان آن را نخواهد.
در مودت آن طور كه محبوبمان بخواهد
رفتار مي كنيم .
اگر ما طبق دستوراتي كه از طريق
هدايت به ما مي رسد يا توسط اهل بيت(ع) به ما مي
رسد حبمان را ابراز كنيم به اين مي گويند مودت.
كساني كه همراه امام حسين (ع) به
سوي كربلا روان بودند رفتارشان با امام (ع) بر
اساس مودت بود نه محبت.
محبت داشتند ولي محبتشان تربيت شده
بود و با تبعيت همراه بود .محبت تنها كافي نيست.
اهل كوفه امام حسين (ع) را دوست
داشتند.
آن دزد كه در بين راه امام (ع) را
ديد و همراه نشد محبت داشت ، مودت نداشت.
وقتي از امام حسين (ع) دربارهي
يارانش پرسيدند ، ايشان فرمودند :
و أمرهم أمري و رأيهم رأيي(1)
يعني : نظر آنها نظر من است و امر
آنها هم امر من است.
در يكي از همين شهرستانها در ظهر
عاشورا يك عده زرتشتي ، آتشي درست مي كنند و به
احترام امام حسين (ع) از روي آن رد مي شوند .
آيا اين كار را امام (ع) مي خواهند
؟ نمي دانم .
ولي كارشان براساس محبت است و شايد
حوائجشان هم داده مي شود.
ما كه مدعي تشيع هستيم بايد بهتر
رفتار كنيم .
در مودت محبت است و گرنه اطاعت
معنا مي شود.براي همين در آيه فوق خدا امر به مودت
نكرد ،بلكه گفت اگر دوست داريد مودت كنيد.
يك آيه در قرآن داريم
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ
اللََّّهَ فَاتَّبِعُوني يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
بگو: اگر خدا را دوست داريد، از
من تبعيت كنيد تا خدا شما را دوست بدارد/ آلعمران
31
آيه ديگري هم هست كه:
فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
بزودي قوميميآيند كه خدا را خيلي
دوست دارند و خدا هم آنها را خيلي دوست دارد/
مائده 54
در ايه اول خدا(خليفه خدا) مي گويد
اگر من را دوست داريد از من تبعيت كنيد خدا (خليفه
خدا) هم شما را دوست داشته باشد.
در آيه دوم آمدن قومي كه اين طوري
هستند را مي گويد .كه در احاديث اين قوم را قوم
سلمان (ع) گفته اند.
پس ما اگر مي خواهيم كه خدا ما را
دوست داشته باشد بايد تبعيت كنيم با محبت كه مي
شود مودت.
__________________________________________________________________________________________________________
1-... أنا عازم على الخروج إلى مكة و قد تهيأت لذلك أنا و
إخوتي و بنو أخي و شيعتي و أمرهم أمري و رأيهم
رأيي ...
امام حسين(ع) در هنگام وداع با برادرشان
محمدبنحنفيه به ايشان فرمودند: ... من تصميم بر
خارج شدن به سوي مكه دارم و من به همراه برادرم و
برادرزادگانم و شيعيانم براي آن آماده شدهام، و
امر آنان امر من، و رأيشان رأي من است... /
بحارالأنوار ج44 ص328 باب37: ماجرىعليهبعد بيعة
الناس ح2 [إرشادشيخمفيد]
2- أَبِي هَارُونَ الْمَكْفُوفِ قَالَ قَالَ أَبُو
عَبْدِ اللَّهِ ع فِي حَدِيثٍ وَ مَنْ ذُكِرَ
الْحُسَيْنُ عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَيْنِهِ مِنَ
الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ كَانَ
ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْضَ لَهُ
بِدُونِ الْجَنَّةِ
امام صادق(ع) فرمودند: هركس نزدش از حسين(ع) يادي
شود و از چشمش به اندازه بال پشه اي اشك جاري شود،
ثوابش به عهده خدا خواهد بود و براي او به كمتر از
بهشت راضي نمي شود، / كاملالزيارات ص100 /
ثوابالأعمال ص 84 / وسائلالشيعة ج14 ص507
3-- روي أن
النبي
)صلی الله عليه وآله و سلّم(
سئل
عن هذه
الآية فضرب
بيده
على عاتق
سلمان فقال:
هذا و ذووه. ثم قال: لو كان الدين معلقا بالثريا
لتناله رجال من ابناء فارس.
از رسول الله(ص) در مورد آية يا أَيُّهَا
الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ
دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ سؤال شد. حضرت با
دستشان بر شانة سلمان زدند و فرمودند: اين شخص و
يارانش هستند. سپس فرمودند: اگر دين به ستارة ثريا
آويخته شده باشد، هر آينه مردمي از فرزندان فارس
به آن دست خواهند يافت. / مجمع البيان ج3
ص321 (روايت از كتاب المصنّف إبن أبي شيبه ج
12 ص206 و معجم كبير طبراني ج10 ص251 ح10470)
/ الميزان(عربى) ج5 ص388 / تفسيرتبيان ج2
ص556 / صحيح بخارى ج5 ص171 / سنن ترمذى
ج5 ص638 |